صاحب الزمان (عج)
( این الطالب بدم المقتول بکربلا )
یکشنبه 23 بهمن 1390 :: نویسنده : منفرد

IMG4UP

اَللّهُمَّ 

کُنْ لِوَلِیِّکَ 

الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ

صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ

فی هذِهِ السّاعَه وَفی کُلِّ ساعة

وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً 

وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ

طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها 

طَویلا

IMG4UP




نوع مطلب :
برچسب ها :
شنبه 30 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : منفرد

IMG4UP


آنجا که خانه توست دنیای دیگری هست
آری در این زمین هم، یک جای بهتری هست

هر صبحدم که خورشید از خانه تو خیزد
گوید که آی مردم اینجا پیمبری هست

نامه نوشتم اما، مانده به روی دستم
اینجا پر از کلاغ است، آنجا کبوتری هست؟

آقا اگر بیاییم آن شهر بانک دارد؟!
بازارتان چطور است؟ اجناس و مشتری هست؟!

 ما اعتقاد داریم چایی اول وقت
حالا نماز بعداً، آنجا سماوری هست؟!

هر جمعه سفره چیدید تا میهمان بیاید
آقا ببخش ما را کار مهمتری هست

این جمعه خسته بودیم، بگذار هفته بعد
حالا که وقت داریم، یا ماه دیگری هست

گم گشته ایم آقا پیدا کنید ما را
در لابلای این شهر، این شهر محشری هست

جز چند عده معدود، باقی خوشیم آقا
اصلا حواسمان نیست دنیای دیگری هست!





نوع مطلب :
برچسب ها : جمعه، گم گشته، هجران، محشر،
شنبه 30 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : منفرد

IMG4UP


دل سرگشته ما آه و نوایی دارد

زندگی بی گل نرگس چه صفایی دارد؟

شب حجران چه دراز و سحر وصل چه دور

  چه کنم دلبر من میل جدایی دارد

هیچکس نیست برای من حجران دیده 

 که ضمانت کند این عمر وفایی دارد

خوب و بد، شاه و گدا، نزد شما یکسان است 

گر چه هر کس که نظر رتبه و جایی دارد

نوکرت خلع سلاح است ز بار عصیان 

 نه دگر اشکی و نه سوز دعایی دارد

دردمند شب حجرانم و محتاج طبیب 

 درد من جز به وصالت چه دوایی دارد

کو حبیبی که شود مونس دلتنگی من 

 دل زارم هوس عقده گشایی دارد

ترک عصیان نتوان لیک در این کوی وفا

  چه خوش آن بنده که شرمی و حیایی دارد

باشد آقا نَخَر! اما به ابالفضل قسم 

 نوکر بی سر و پا نیز خدایی دارد

هر که شد خادم این خانه پشیمان نشود 

سله اش تذکره کرب و بلایی دارد






نوع مطلب :
برچسب ها : دل -، اشگ، سوز، شاه و گدا،
شنبه 30 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : منفرد


IMG4UP 


عزّت، یکی از مفاهیم مادر و یکی از کلید واژه های سعادت و 

یکی از فضایلی است که می تواند امّ الفضایل محسوب شود.

 شما اگر فقط برای تأمین عزّت به کسب فضایل بیندیشید؛ صداقت،

 حیا تأمین میشه. ظلم نخواهید کرد، غیبت نخواهید کرد؛ 

فقط به عشق عزّت.

اگر انسان بخواد از عزّت خودش پاسداری کنه،

 از همه فضایل پاسداری کرده و اگر عزّت لطمه بخوره، 

صفات خوب دیگه معلوم نیست بتونه حفظ بشه.

مفهوم عزّت در هر جامعه ای، گرانترین مفهوم است. ما در جامعه، 

طالب عزّت کم داریم؛ به همین دلیله که پلیس زیاد داریم. 

زندگی آدما که اینقدر قانون نمیخواد. 

یه زمانی توی عقد نامه ها یه امضا میدادند... 

حالا سی و چند تا امضا پای عقدنامه میگذارن، آخرشم کار به طلاق میکشه!

 قانون چه مشکلی رو حل کرده؟ چرا ما نیاز به این همه قانون داریم؟

آدمها باید خیلی چیزها رو از سر کرامت رعایت کنند،

 برای اینکه شأن انسانیشون  حفظ بشه. 

اگه کسی این موضوع براش مهم نباشه،

 بهشت و جهنم هم تأثیری روش نمیذاره. کسی که عزّت نداشته باشه، 

از محبّت خدا چی میفهمه؟ چطور میخوای درستش کنی؟

 اگه حتی بخوای با جبر محیطی و جو اجتماعی هم کنترلش کنی، 

بالأخره یه جایی ذلّت خودش رو نشون میده. وقتی ذلّتش رو نشون داد،

 بدجوری نشون میده. عزّت، یک صفت پایه ای است.

 اصلاً نمیشه با کسی گفتگوی دینی کرد، اگه عزّت نداشته باشه.

هیچ کس رو تحقیر نکنین؛ به عزّت آدمها احترام بگذارین. 

حتی اعدامی رو هم وقتی دارن میبرن سمت چوبه دار، 

حق نداری ذلیلش کنی.

پدر و مادرها... هیچوقت همدیگه رو پیش هم خوار نکنین.

 چرا بعضی وقتها پدر به این راحتی از عزّت مادر میگذره؟

 مادر چطور حاضر میشه عزّت پدر پیش بچه ها از بین بره؟ 

عزّت بچه ها رو هم حفظ کنین، خوردش نکنین. 

بعد میگن چرا بچه ام نماز نمیخونه؟ 

شخصیت بچه رو داغون کردی... 

عزّت بچه های خودت رو پیش دیگران رعایت کن. 

خوردش نکنی...

مهمترین کار برای سامان یافتن حیات انسانی این است که 

انسانها عزیز باشند. 

عزّت است که شیرینی حیات رو چند برابر خواهد کرد. عزّت، 

منافع انسان رو

 تأمین میکنه.به خدا قسم، اگه یه جایی بخاطر منفعت طلبی خودت،

 برای یه لقمه نون بخوای کمی عزّت نابجا خرج کنی؛ 

خداوند متعال می فرماید: 

من دو برابر این نان رو از حلقومت میکشم بیرون.

خدا به شما داراییهای فراوانی داده، هرچی میخوای خرج کنی، 

اختیارش دست خودته. 

فقط یک نعمت هست که خدا حق استفاده اش رو به ما نداده

 و اون عزّت است. 

عزّت،

 تنها دارایی است که خدا به آدمها داده و فرموده حق ندارید مصرف کنید.

  





نوع مطلب :
برچسب ها : عزت، نعمت، محبت،
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : منفرد


ربنا هب لنا من أزواجنا و ذریاتنا قرة أعین و اجعلنا للمتقین إماماً

مکارم اخلاقی، خوب بودن به معنای حداقلی کلمه نیست. 

دعای مکارم اخلاق، ما رو به جامعیتی از فضایل اخلاقی راهنمایی

 می کنه...مهمترین عامل تغییر دهنده دل انسان، تمنای اوست...

اللهم صل علی محمد و آل محمد و بلغ بإیمانی أکمل الإیمان 

و اجعل یقینی أفضل الیقین خدایا، ایمان مرا برسان به کاملترین ایمان

خدایا، یقین مرا بهترین یقین قرار بده

و انته بنیتی إلی أحسن النیات و بعملی إلی أحسن الأعمال

نیت مرا بهترین نیات و عملم را بهنرین اعمال قرار بده

ما رأیت شیء إلا و رأیت الله قبله و بعده و معه

الله ولی الذین أمنوا یخرجهم من الظلمات إلی النور

اعتماد ما به خداوند متعال، به دلیل جهلهایی که داریم سخت شده 

برامون...حداقل ایمان اینه که بگی:

خدایا ندیدمت ولی مطمئنم که هستی

                             مطمئنم می بینی

                                      مطمئنم می شنوی

و حداکثر ایمان اینه که به این خدا، اعنماد صد در صد داشته باشی...

امیرالمؤمنین (ع) می فرمود: اینفدر مالک اشتر ایمانش قوی است 

که اگر نیمه شب، در بیابان تاریک، تنها سفر کند و بی احتیاط پایش

 را روی سینه سگ درنده ای بگذارد، از صدای نعره آن سگ حتی پلک

 هم نمی زند.من اما همیشه از دور می بینمت،

از رگ گردن نزدیکتری و من از دور صدایت می کنم،

گفته ای که در قلب بندگان مؤمنت جای داری و من از دوریت،

 اینهمه احساس دلتنگی می کنم...

اکنون که می خواهی بار دیگر از روحت در وجودم بدمی، 

مرا اینگونه دور و مهجور مپسند.





نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : خدا - محبت - اخلاق، مالک اشتر - امیرالمؤمنین،
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : منفرد

IMG4UP



امام موسی کاظم (علیه السلام) فرمودند:

أفضَلُ العِبادَةِ بَعدِ المَعرِفَةِ‌ إِنتِظارُ‌ الفَرَجِ؛

بهترین عبادت بعد از شناختن خداوند،‌ انتظار فرج و گشایش است.

تحف العقول، ص403




IMG4UP






نوع مطلب : احادیث، 
برچسب ها : عبادت - فرج،
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : منفرد
IMG4UP


بیا و ظلمت شب را به نور ماه بگیر *** دوباره تیرگی از این دل سیاه بگیر

ز راه آمدم و کوله بارم امّید است *** چنان همیشه مرا گرم در پناه بگیر

چو طفل گمشده ای بین شهر حیرانم *** بیا و دست مرا از میان راه بگیر

گناههای بزرگ مرا به حرمت اشک *** به کوچکی یک انگار اشتباه بگیر

برای خاطر من نه، به خاطر زهرا *** سراغی از من غمدیده گاه گاه بگیر

چقدر حسرت صبح مدینه را بخورم *** بیا و از دل تنگم مجال آه بگیر

به غنچه ای که از شاخه شکست برگرد *** تقاص خون همان طفل بی گناه بگیر





نوع مطلب : اشعار، 
برچسب ها : زهرا - غنچه - گل،
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : منفرد
IMG4UP

تو آن کریم همیشه، من آن گدای همیشه *** فقیر ملتمس سفره شمایم همیشه

تمام هست خود را گماشتم که بیایم *** در امتداد وصال تو پا به پای همیشه

به احترام شما چیده شد غذای گداها *** کنار سفره ارباب ها برای همیشه

نشسته روی لبانم نوای "کن لولیک" *** همان دعای قدیمی، همان دعای همیشه

به انتظار تماشای لحظه های ظهورت *** سپرده ام دل خود را به جمعه های همیشه

هر آنچه بار گنه داشتم ندیده خریدی *** و از قدیم همین بوده ماجرای همیشه

فقط به معجزه خاک کربلاست قرارم *** بده به من کمی از تربت دوای همیشه

هرآنکه هست نمک گیر سفره های حسینی *** گرفته فیض اقامت به کربلای همیشه





نوع مطلب : اشعار، 
برچسب ها : گدا - کربلا - سفره های حسینی،
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : منفرد

سلام من به مادری که در میان بستر است *** فضای خانه اش پر از دعا و دیده تر است

 

سلام من به مادری که حاجتش شهادت است *** به دل نوا، به لب دعا، نگاه او سوی در است

 

سلام من به مادری که پهلویش شکسته است *** دلش ولی شکسته تر ز گفته های حیدر است

 

سلام من به مادری که لاله های بسترش *** نشان ز تازیانه ها بهانه های دختر است

 

چه مادری چه دختری چه بستر و مریضه ای *** چه پهلویی چه بازویی چه غنچه ای که پر پر است

 

هنوز خون تازه از جناغ سینه می رود *** هنوز جای سیلی نشسته روی کوثر است

 

نماز او نشسته و قنوت او شکن شکن *** صدای او خسته و پر از نوای مضطر است

 

هنوز بیت وحی حق سرای دود و آتش است *** چه کلبه محقری که خانه پیمبر است

 

علی نظاره می کند حسن اشاره می کند *** که صورت حسین او به زیر پای مادر است





نوع مطلب : احادیث، 
برچسب ها : خون تازه، بستر، سیلی،
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : منفرد

شبیه شمع چکیدن به تو نمی آید *** و مرگ را طلبیدن به تو نمی آید

خودت بگو که مگر چند سال داری تو *** جوانِ شهر، خمیدن به تو نمی آید

هزار بار نگفتم نیا به دنبالم *** میان کوچه دویدن به تو نمی آید

فقط بلند مشو چونکه زود می افتی *** بدون بال پریدن به تو نمی آید

تلاش کن که دو چشمی مرا نگاه کنی *** چنین ندیدن و دیدن به تو نمی آید

چه خوب بود فقط گوشواره می افتاد *** چه کرده اند شنیدن به تو نمی آید

تکان نخور قفس سینه ات تکان نخورد *** نفس بلند کشیدن به تو نمی آید

چه با دو دست رئوفانه ات، چه با یک دست *** بباف پیرهنت را، حسین منتظر است





نوع مطلب : اشعار، 
برچسب ها : خمیدن، شنیدن، کشیدن،
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : منفرد

- رفتار حضرت فاطمه(س) با شوهرش چگونه بود؟

حضرت على(ع) مى‏فرماید: «هیچ‏گاه فاطمه از من نرنجید و او نیز هرگز مرا نرنجانید و او را به هیچ كارى مجبور نكردم و او نیز مرا آزرده نساخت. در هیچ امرى، قدمى بر خلاف میل باطنى من بر نداشت و هرگاه كه به رخسارش نظاره مى‏كردم، تمام غصه‏هایم برطرف مى‏شد و دردهایم را فراموش مى‏كردم‏» و در جایى دیگر مى‏فرماید: «به خدا قسم! هرگز كارى نكردم كه فاطمه خشمگین شود و او نیز هیچ گاه مرا خشمگین نكرد»، «بحار الانوار ج 43، ص 60 و 123).

حضرت فاطمه(س) در ابتداى وصیت‏خود به امیر المؤمنین(ع) فرمود: «یا ابن عم، ما عهدتنى كاذبة ولا خائنة، و لا خالفتك منذ عاشرتنى; اى پسر عمو! هیچ گاه مرا دروغگو و خیانتكار ندیدى و از آن زمان كه با من زندگى كردى، با تو مخالفت نكرده‏ام‏». امیر المؤمنین(ع) در پاسخ فرمود: «معاذالله، انت اعلم بالله و ابر و اتقى و اكرم و اشد خوفا من الله من ان او بخك مخالفتى...; پناه به خدا، تو عالم‏تر به خدا و نیكوكارتر و پرهیزكارتر و گرامى‏تر و ترسان‏تر از خدایى، از این كه من تو را به نافرمانى از خود سرزنش كنم‏»، (بحار الانوار، ج 43، ص 191). 





نوع مطلب :
برچسب ها :
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : منفرد
IMG4UP




نوع مطلب : عکس، 
برچسب ها :
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : منفرد

ختم 5  : ختم قرآن کریم در مدت یک هفته به جهت هر مطلب مشروع ، اعم از دنیوی واخروی از روز جمعه تا روز پنج شنبه بدین ترتیب است :
جمعه       : از اول قرآن تا آخر سوره مائده
شنبه        : از سوره انعام تا اخر سوره توبه 

یکشنبه     : از سوره یونس تا آخر سوره مریم

دوشنبه     : از سوره طه تا آخر سوره قصص

سه شنبه  : از سوره عنکبوت تا آخر سوره ص

چهارشنبه  : از سوره زمر تا آخر سوره الرحمن 

پنج شنبه   : از سوره واقعه تا آخر قرآن ( الناس)

پس از ختم سه مرتبه سجده رفته و در سجده اولی یک مرتبه بگوید «سُبّوحٌ قُدُّوسٌ ربُّ المَلائِکةِ وَ الرّوحُ» ودر سجده دوم همان ذکر را دو مرتبه و در سجده سوم سه مرتبه بخواند و حاجت خود را طلب کند و انشاءاله برآورده شود . مجرب است .

( گلهای ارغوان ، ج 1 ، ص 86  )





نوع مطلب : ختومات قرآنی ( آیةالکرسی)، 
برچسب ها : ختم قرآن کریم در مدت یک هفته،
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : منفرد

ختم 4  : امام باقر (ع) می فرماید که رسول خدا (ص) فرمود : کسی که در یک شب ده آیه از قرآن بخواند ، از غافلین نوشته نمی شود ، وکسی که پنجاه آیه از قرآن را بخواند ، از ذکر گویندگان نوشته می شود ، وکسی که صد آیه از قرآن را بخواند ، از نمازگزاران نوشته میشود ، وکسی که دویست آیه از قرآن را بخواند از خاشعین نوشته می شود . وکسی که سیصد آیه از قرآن را بخواند از از رستگاران نوشته می شود . وکسی که پانصد آیه از قرآن را بخواند از کوشش کنندگان خوانده میشود . وکسی که هزار آیه از قرآن را بخواند یک قنطار برای او نوشته می شود ، که آن قنطار پانصد هزار مثقال از طلاست وهر مثقال آن بیست وچهار قیراط است و کوچکترین قیراط ان به اندازه کوه احد وبزرگترین آن به اندازه وسعت ما بین زمین وآسمان است . ( ثواب الاعمال ، ص 212 )




نوع مطلب : ختومات قرآنی ( آیةالکرسی)، 
برچسب ها : ثواب خواندن ده تا هزار آیه در یک شب،
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : منفرد

ختم 3 :  امام باقر (ع) می فرماید : کسی که در مکه از یک جمعه تا جمعه دیگر قرآن را ختم نماید ، یادر مدتی کمتر از این قرآن را ختم کند و خواندن قرآن را در روز جمعه به پایان برساند ، خداوند تمام پاداش ها و کارهای نیکی را که از اولین جمعه دنیا تا آخرین جمعه آن هست را برای او خواهد نوشت و اگر در غیر جمعه نیز خواندن قرآن را به پایان برساند ، همین طور است . 
ثواب الاعمال ، ص 212




نوع مطلب : ختومات قرآنی ( آیةالکرسی)، 
برچسب ها : ثواب ختم قرآن در مکه،
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : منفرد

ختم 2 :  امام کاظم (ع) می فرماید : چون از چیزی ترس وهراس داشته

 باشی صد آیه از هر جای قرآن را که می خواهی بخوان و  بعد سه مرتبه 

 بگو :  ( الهم اکشف عنی البلاء .)   مکارم الاخلاق  ص 348




نوع مطلب : ختومات قرآنی ( آیةالکرسی)، 
برچسب ها : جهت رفع ترس و هراس،
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : منفرد

ختم 1  : امام صادق (ع) می فرماید : (( هر که صد آیه از قرآن بخواند و بعد 

هفت  مرتبه ( یا االله ) بگوید ، اگر بر سنگ بخواند آن را بشکافد . ))  

مکارم الاخلاق ص 348





نوع مطلب : ختومات قرآنی ( آیةالکرسی)، 
برچسب ها : پاداش صد آیه قرآن،
شنبه 2 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : منفرد

IMG4UP

ای مسیحای دلم اعجاز کن

                                       بالهای بسته ام را باز کن

چیست راز ماندنم در این قفس؟

                                       با نگاهت، قفلها را باز کن

دل، سراسر غرق شوق رفتن است

                                       غــــــرقه را آماده پرواز کن

  IMG4UP





نوع مطلب :
برچسب ها : وقت است كه بازآیی،
شنبه 2 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : منفرد

IMG4UP

یا آدم باید خودش رو ببینه و از وجود خودش پی به وجود خدا ببره:

مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَفَ رَبَّه

یا باید به این عالم نگاه کنه و از روی حساب و کتاب این عالم، 

به این خدا ایمان بیاره  

خداوند متعال، رابطه خودش رو با بندگانش با یه مقدار پیچیدگی قرار داده؛ 

با کمی شفاف نبودن... تا در این پیچیدگیها، میزان باور بندگانش رو امتحان کنه.

 

اعتماد یعنی قبول کردن بخشهای ندیده روی حساب بخشهای دیده...

 

چرا خدا این بازی علم و جهل رو آغاز کرد تا در میانه این بازی، 

اعتماد و ایمان ضرورت پیدا کنه؟ چرا؟

چون اصل حقایق در این عالم مادی قابل ارائه نیست؛ این دنیا مقدمه ای است

 برای اینکه روح، استعداد درک غیب الغیوب رو پیدا کنه...

 

روحتون با غیب چقدر ارتباط داره؟ اینقدر با دنیای خاکی ور نرید؛ یک کارهایی بکنید 

که روحتون غیب رو حس کنه. جطور؟ با رفت و آمد بین دیدنیها و ندیدنیها...


 خدایا من می خوام فقط باور کنم پشت پرده کسی هست...

ما خیلی اوقات با خدا بودن رو حس نمی کنیم...

پشت پرده غیب، وجود من رو خدا احاطه کرده... با پشت پرده غیب، 

ارتباط برقرار کردید؟ 

کمی خیره شوید به این پرده... باور کن پشت این پرده کسی هست...

لیوان آب می نوشی، خودت رو و آب رو تنها نبین... خودت رو، 

آب رو و خدا رو با هم ببین...

کسی این معنا رو درک نکرده باشه، بر او نمرده به فتوای من نماز کنید...

 

اگر تفریح برای اینه که حواست پرت بشه، اصلاً تفریح نداریم.

اونهایی که تفریح می کنند بدون خدا بی کس اند؛ اما مؤمن با خدا به تفریح میره...

 

خدایا، برای تو سهل و آسان است که بجای من، دیگری را برگزینی...

 

اگر بر جای من، غیری گزیند دوست، حاکم اوست 

حرامم باد گر من جان بجای دوست بگزینم

 

اگه من رو اینطوری با روزمرگیهام تنها بگذاری؛ اگه این آخرین تلاشهای 

روح تب دار و جان  خسته ام رو بی پاسخ  بگذاری و اگه بگی بنده ای که اینهمه 

از یادت غافل میشه و همیشه قلبش مشغول غیر توست نمی خوای...

من میمانم و قلبی که همیشه هزار مشغولیت دارد و گاهی،

 فقط گاهی نگاهی به آسمان می اندازد و حس می کند چیزی را گم کرده است...

تو میمانی و بنده هایی که یه لحظه هم قلبشون خالی از یادت نیست؛ اما می دانم،

 می دانم که منتظر بازگشتم میمانی. 

مگر نفرموده ای لو علم المدبرون کیف اشتیاقی بهم لماتوا شوقاً


IMG4UP




نوع مطلب :
برچسب ها : پشت پرده غیبت،
سه شنبه 29 فروردین 1391 :: نویسنده : منفرد

 به خواب دیدمش و گفتمش سلام آقا

سرشک شکوه او پاسخ سلامم بود

صدا زدم که تو دیگر مرا نمی خواهی!     

ســـــــکوت، بانگ غریبانه امامم بود

سکوت، بانــگ غریبــــانه امــامم بود   

دمی که شــــاهد عصیان ناتمامم بود

به گریه گفت به یاران خود، که آیا این   

 همان کسی است که قبل از گنه، غلامم بود؟!

چه بر سرش ز گنه آمده، غلامی که    

 ز اشک خویش، به زخم دل، التیامم بود؟

چگونه مدّعی عــــشق من بود اینکه   

 جفا و غفلت او، جای احترامم بود؟





نوع مطلب : اشعار، 
برچسب ها : صاحب الزمان . شعر . سلام آقا،
سه شنبه 29 فروردین 1391 :: نویسنده : منفرد

اللهم صلّ علی محمّدٍ و آله وَ بَلِّغ بإیمانی أکمل الإیمان

خدایا ایمان من رو کامل قرار ده

 

چرا ایمان ارزش داره؟ ایمان یعنی باور، باور غیب؛ باور غیبی که مقدس است.

باور تنها به امری تعلق می گیره که غایب باشه و این غیب هم نسبی است.

 ایمان یعنی باور به غیبی که مطلقاً غایب است و ما تنها نشانه هایی از اون رو می بینیم. 

نشانه هایی که بتوان بر روی اونها تعقل کرد...

 این نشانه ها بطور معقول ما رو به اون حقیقت می رسونن. باور یعنی طوری این حقیقت 

رو قبول  کنیم  که تردید نکنیم.

 باور یعنی رسوخ پذیرش در دل و پدید نیامدن تردید در پی آن

اما ایمان، تنها باور نیست... باور توأم با احساس است؛ احساس تقدس، احساس تعلق

ایمان، علم است و عقل است و پذیرش قلبی   و بی تردید شدن در رابطه با این پذیرش

 و پیدا شدن  حس تقدس و پرستش . ایمان از علم آغاز می شود و به عشق ختم می شود .

و در میانه این علم و عشق، عقل به کار گرفته می شود .

اما ملاک ارزش ایمان چیست؟

1. مؤمن به غیر از آنچه می بیند، توجه کرده است... مؤمن ظاهربین نیست... این باارزشه

کسی که مؤمن نیست، نخواسته باطن عالم رو ببینه؛ نمی خواد بپذیره پشت پرده

عالم هم  خبری هست  از ظاهربینی عبور نکرده.

در پس هر حرکتی خدا هست... برو بالاتر... چرا خدا رو ندیدی؟ چرا تنها غمناک شدی؟ 

چرا اونقدر در شادی غرق شدی که خدا رو ندیدی؟...

فلسفه همه چیز خداست... فلسفه غذا خوردن، خوابیدن، ازدواج ... همه خداست.

به خدا قسم زیباترین زندگی است که در باطن هر حادثه ای خدا رو ببینی...

کسی که به باطن عالم راه پیدا نکنه، خیلی زندگیش خسته کننده میشه...

کسی که بخواد ایمانش کاملترین بشه، در دل هر حادثه ای خدا رو می بینه...

2.  توجه به غیب آنچه که می بینیم ارزشه... حدود 14 سالگی، همه آدمها از این نوع سؤالها 

دارند که "من چرا آفریده شدم؟"، "اینهمه کهکشان برای چی هست؟"، "

کی اینها رو آفریده"... یَتَفَکَّرونَ فی خَلقِ السَّموات و الأرضِ رَبَّنا ما خَلَقتَ هذا باطلاً

3. مؤمن، در قلب خودش، در روح خودش، در اندیشه خودش، مانع برای پذیرفتن غیب نداره؛ 

به همین دلیل ارزشمنده... برای پذیرش حق، مرض نداره...

گر در خانه کس است ... یک حرف بس است

4. مؤمن به چیزی که پذیرفته، تردید نمی کنه و این با ارزشه...

امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند: من از زمانی که چشمم رو به حقایق ایمان باز کردم، 

لحظه ای شک نکردم

.5.      مؤمن با حس قشنگش، غیب مطلق رو دریافنه و نسبت به پروردگار خودش، 

حس پرستش پیدا کرده... مؤمن چون گیرنده های حسی روحش فعاله، ارزشمنده...

6.  کسی که غیب رو باور کرد، لوازمش رو هم باور می کنه... باور می کنه این خدا دستوراتی 

هم داره... پس باارزشه...

7.      چون می دونه و باور داره، عمل صالح هم انجام میده، پس ارزشمنده





نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : چرا ایمان ارزش داره؟،
پنجشنبه 24 فروردین 1391 :: نویسنده : منفرد

چه  نذرها   كه  نكردم  برای  آمدنت

بیا   عزیز   كه   جانم   فدای   آمدنت

ببین كه در شب تاریك بی شما بودن

گرفته  دست   به   بالا  گدای  آمدنت

غروب جمعه رسیدوپگاه ندبه ی صبح

گذشت  و  من نشنیدم صدای آمدنت

در   اوج   گریه   نوشتم   برایتان  آقا

خدا  كند  كه  بمیرم   به  پای  آمدنت

میان  سجده ی  بارانی ام  برای شما

دعای  عشق  بخوانم  ،  دعای آمدنت

زمانِ    آمدنت   را   كسی    نمی داند

خدا   ،  غریب ترین   آشنای   آمدنت

برای   آمدنِ    تو     نشانه ها    دادند

مفیدها   پیِ   آن   كوچه های   آمدنت

هوای قلب من از دوری تو دلگیر است

صفا   بیار  خودت   با   صفای   آمدنت

تمام ترسم از این است بی شما بروم

خودت بگو كه كجایم ، كجای آمدنت؟

نگاه  گرم  زمین  از  فِراق بیمار است

خدا  شفا  دهدَش   با   دوای   آمدنت

شدم (اسیرِ) همین هفته های پیوسته

(( چه نذرها كه نكردم برای آمدنت ))





نوع مطلب : اشعار، 
برچسب ها :


دعای مردم شب زنده دار می گیرد

همیشه از سر اخلاص، کار می گیرد

 ره گلوی مرا اشک شوق باز نکرد

مگر چقدر دل انتظار می گیرد؟

 بیا که دست تو را ذوالفقار می بوسد

بیا که دست تو را کردگار می گیرد

 چقدر عاشق شب زنده دار داری تو

چقدر بغض که در شام تار می گیرد

 به چهار فصل گدایان همیشه باران هست

عنان دیده ی ما را بهار می گیرد

 سر قرار تو آخر ز جان گذر بکنیم

طواف کیست که ما را قرار می گیرد؟

 به موی و روی تو آویخته است در همه عمر

کسی که دامن لیل و نهار می گیرد

 تمام هفته به امید جمعه سرحالم

غروب جمعه دلم هفت بار می گیرد

 دم مسیح ز تیغ دو دم دمد بیرون

دمی که دست تو از ذوالفقار می گیرد

محمد سهرابی





نوع مطلب : اشعار، 
برچسب ها : صاحب الزمان (عج)، شعر، دعای مردم شب زنده دار،
سه شنبه 8 فروردین 1391 :: نویسنده : منفرد

لا یَحِلُّ لاَِحَد أَنْ یَتَصَرَّفَ فى مالِ غَیْرِهِ بِغَیْرِ إِذْنِهِ:

تصرّف در مال هیچ كس بدون اجازه او جایز نیست.





نوع مطلب : احادیث، 
برچسب ها : صاحب الزمان (عج) . حدیث، اذن مالك،


IMG4UP


نوشته اند دلم را برای خون جگری  

بدون گریه زمانه نمی شود سپری

نیازمندِ تکامل ، به گریه محتاج است

درخت آب ندیده نمی دهد ثمری

دو فیض ، توشه ی راه سلوک عاشق هست:

توسل سحری و عنایت سحری

هزار نافله خواندن چه فایده دارد

اگر نداشته باشد به عاشقان نظری؟

به هر دری که زدم باز پشت در ماندم

بس است در زدن من ، بس است در به دری

برای بنده خریدن بیا سر بازار

چه خوب می شود این مرتبه مرا بخری

بدون تو چه بلاها که بر سرم آمد

چه حاجت است به گفتن، خودت که با خبری

همیشه خیر قنوت تو می رسد به همه

اگر چه نام مرا در نوافلت نبری

خودت برای ظهورت دعا کن و برگرد

دعای من به خودم هم نمی کند اثری

یگانه منتقم خون کربلا برگرد

قسم به عمه ی مظلومه ات بیا برگرد

علی اکبر لطیفیان





نوع مطلب : اشعار، 
برچسب ها : وسل سحری، عنایت سحری،
سه شنبه 8 فروردین 1391 :: نویسنده : منفرد

 برای آمدنت انتظار کافی نیست...

 دعا و اشک و دلی داغدار کافی نیست...

 خودت دعا بکن ای مهربان که برگردی...

 دعای این همه چشم انتظار کافی نیست





نوع مطلب : اشعار، 
برچسب ها : دعا، اشک، دل، انتظار،
یکشنبه 6 فروردین 1391 :: نویسنده : منفرد


اَللّـهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظیمِ ، وَ رَبَّ الْكُرْسِیِّ الرَّفیعِ 

خدایا اى پروردگار نور بزرگ و پروردگار كرسى بلند 

وَ رَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ ، وَ مُنْزِلَ التَّوْراةِ وَ الاِْنْجیلِ وَ الزَّبُورِ 

و پروردگار دریاى جوشان ، و فرو فرستنده تورات و انجیل و زبور 

وَ رَبَّ الظِّلِّ وَ الْحَرُورِ ، وَ مُنْزِلَ الْقُرْآنِ الْعَظیمِ 

و پروردگار دریاى جوشان  ،و فرو فرستنده قرآن برزگ 

وَ رَبَّ الْمَلائِكَةِ الْمُقَرَّبینَ وَ الاَْنْبِیاءِ وَ الْمُرْسَلینَ 

و پروردگار فرشتگان مقرب و پیمبران و مرسلین 

اَللّـهُمَّ اِنّی اَسْاَلُكَ بِوَجهِک الْكَریمِ   

خدایا از تو می خواهم به ذات بزرگوارت 

وَ بِنُورِ وَ جْهِكَ الْمُنیرِ وَ مُلْكِكَ الْقَدیمِ ، یا حَیُّ یا قَیُّومُ 

و به نور جمال تابانت و فرمانروائى دیرینه ات ، اى زنده ی پاینده 

اسئلك باسمك الذی اشرفت به السموات و الارضون 

از تو خواهم بدان نامت كه روشن شد بدان آسمانها و زمینها 

وَ بِاسْمِكَ الَّذی یَصْلَحُ بِهِ الاَْوَّلُونَ وَ الاْخِرُونَ 

و بدان نامت كه صالح و شایسته گشتند بدان پیشینیان و پسینیان 

یا حَیّاً قَبْلَ كُلِّ حَیٍّ وَ یا حَیّاً بَعْدَ كُلِّ حَیٍّ وَ یا حَیّاً حینَ لا حَیَّ 

اى زنده پیش از هر موجود، و اى زنده پس از هر موجود زنده و اى

 زنده در آن هنگام كه زنده اى وجود نداشت 

یا محی الموتی و ممیت الاحیاء  یا حی لا الله الا انت 


ای زنده كن مردگان و اى میراننده زندگان اى زنده اى كه معبودى

 جز تو نیست 

اَللّـهُمَّ بَلِّغْ مَوْلانَا الاِْمامَ الْهادِیَ الْمَهْدِیَّ الْقائِمَ بِاَمْرِكَ 

خدایا برسان به مولاى ما آن امام راهنماى راه یافته و قیام كننده 

به فرمان تو 

صلوات  الله علیه و علی ابائه الطاهرین  عن جمیع المومنین و

 المومنات 

كه درودهاى خدا بر او و پدران پاكش باد از طرف همه مردان و زنان

 با ایمان 



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : صاحب الزمان (عج)، دعای عهد،
پنجشنبه 3 فروردین 1391 :: نویسنده : منفرد

عید جدیدی آمد و آغاز سالی‌ست

آقای من! این بار هم جای تو خالی‌ست

 وقتی که لب می‌خندد و دل غرق آه است

یعنی که بی تو عیدهای ما خیالی‌ست

 ما غائبیم از محضرت که روسیاهیم

آثار با خورشید پیوستن زلالی‌ست

 ـ در حلقه‌ی زلفت گرفتارم ـ دروغ است

هر چه که می‌بینم گرفتاری مالی‌ست

 چشمان تو از غصه های ما پر از اشک

اوقات ما از یاد تو اما چه خالی‌ست!

 ماه رُخت را در شب گیسو مپوشان

در شام هجران بی‌گمان صبح وصالی‌ست

 دل های بیدار و ... جهانی چشم در راه

در انتظارت جمعه های ما سؤالی‌ست

 بحرین و غزّه لاله لاله، ندبه خوانند

دنیا اسیر دست قومی لا ابالی‌ست

 پایان کار ظالمان با ذوالفقار است

برگرد با تو شوکت مولی الموالی‌ست

 یوسف رحیمی





نوع مطلب : اشعار، 
برچسب ها : نوروز، صاحب الزمان،
پنجشنبه 3 فروردین 1391 :: نویسنده : منفرد


احساس می کنم که نباشی بهار نیست

شعری میان دفتر این روزگار نیست

معطوف می شود به شما حس واژه ها

آقا خودت بگو مگر این افتخار نیست؟

من با سروده های همه شرط بسته ام

بیتی بدون نام شما ماندگار نیست

سین سلام سفره ی تحویل سال نو

معنای این قصیده مگر انتظار نیست؟

روزی ظهور می کنی و می رسد بهار

اما به ماه و سال و زمان اعتبار نیست

تقویم هم به گفته ام اقرار می کند

سوگند می خورد که نباشی بهار نیست





نوع مطلب : اشعار، 
برچسب ها : صاحب الزمان (عج)، شعر، سال نو،
پنجشنبه 3 فروردین 1391 :: نویسنده : منفرد
IMG4UP




نوع مطلب : عکس، 
برچسب ها : صاحب الزمان (عج)، عکس، 17،
پنجشنبه 3 فروردین 1391 :: نویسنده : منفرد

امام صادق‏(علیه السلام) فرمودند:

یَومُ النَّیروزِ هُوَ الیَومُ الَّذی یَظهَرُ فیهِ قائِمُنا أهلَ البَیتِ؛

نوروز ، روزی است كه قائم ما اهل بیت در آن ظهور می‏كند.


( بحار الأنوار ، ج 52 ، ص 276 )





نوع مطلب : احادیث، 
برچسب ها : صاحب الزمان (عج)، نوروز !،


( کل صفحات : 8 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

اگر با آمدن آفتاب از خواب بیدار شویم ، نمازمان قضاست !!!
مدیر وبلاگ : منفرد
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

استخاره با قرآن
استخاره با قرآن

Online User