تبلیغات
صاحب الزمان (عج) - صاحب الزمان (عج) ، شعر ، نکند منتظر مردن مایی ،آقا !
صاحب الزمان (عج)
( این الطالب بدم المقتول بکربلا )

ساحل چشم من از شوق به دریا زده است

 چشم بسته به سرش،موج تماشا زده است

جمعه را سرمه کشیدیم ،مگر برگردی

با همان سیصد و فرسنگ نفر برگردی

زندگی نیست ،ممات است تو را کم دارد

دیدنت ارزش آواره شدن هم دارد

از دل تنگ من ،آیا خبری هم داری؟

آشنا،پشت سرت مختصری هم داری؟

منتی بر سر ما هم بگذاری ، بد نیست

آه ،کم چشم به راهم بگذاری ،بد نیست

نکند منتظر مردن مایی ،آقا؟

منتظرهات بمیرند،میایی آقا؟


به نظر میرسد این فاصله ها کم شدنی ست

غیر ممکن تر از این خواسته ها هم شدنی ست

دارد از جاده صدای جرسی می آید

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید

منجی ما به خداوند قسم آمدنی ست

یوسف گم شده، ای اهل حرم! آمدنی ست


***صابر خراسانی***





نوع مطلب : اشعار، 
برچسب ها : صاحب الزمان (عج)، شعر، نکند منتظر مردن مایی، آقا !،


درباره وبلاگ

اگر با آمدن آفتاب از خواب بیدار شویم ، نمازمان قضاست !!!
مدیر وبلاگ : منفرد
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

استخاره با قرآن
استخاره با قرآن

Online User